NASIR POYAN
فصلنامه پژوهشی – تحلیلی و خبری سرمد

آبله را از قدیم می شناختند؛ محمد بن زکریای رازی آن را توصیف کرده است. تا همین پنجاه شصت سال پیش هرگاه در جایی به صورت همه گیر بروز می کرد عده کثیری را راهی گورستانها کرده، آسیب های وحشتناکی به بشر وارد می ساخت. آبله واقعاً آفتی مخوف، نفرت انگیز و معروف به «غول خالدار» بود زیرا وقتی به جان انسانها می افتد بیرحمانه کشتار می کرد و آنهایی که زنده می ماندند، جوشهای آبله بر روی بدن و بخصوص چهره شان جا خوش کرده تا پایان زندگی ظاهری زشت و گاهی چشمانی نابینا به آنان می بخشید. همین کافی بود که فرد سالم به لباس یا قسمتی از بدن بیمار آبله دست بزند و گرفتار شود.

نشانه های آن عبارتند از تب شدید که پس از آلوده شدن به عفونت بروز می کند. بثورات آن به تعداد زیاد نخست بر صورت و سپس اندک اندک بر کف دست و پا و درون دهان اشکار می شود. چون این بثورات تا لایه های عمیق پوست نفوذ می کنند به طور معمول جوشگاههای زشت و بدمنظر برجای می گذارند.