NASIR POYAN
سالمه پزشکی، بهزیستی و تأمین اجتماعی گیلان

گیلان معروف به هند ایران، سرزمین سرسبز و دل انگیزی است که به کوههای البرز تکیه زده و سفید رودش در پای آن، به دریای خزر می ریزد. جنگل های انبوه و مناظر بدیع و شگفت انگیزش به همراه جلوه گاه کمال و طراوت و زیبایی آن، نوازشگر روان های خسته و کوفته و آرام بخش خاطره های افسرده و غمناک است. این خطّه با صفا و خرم و دلربا در گذشته های نه چندان دور ولایات دارالمرز گیلان نامیده می شد، همچنان که شهرها و ایالات دیگر القابی همچون دارالخلافه ری، دارالعباده یزد، دارالمومنین کاشان، دارالایمان قم، دارالارشاد اردبیل، دارالامان کرمان و جز آنها داشتند.
گیلان در طول تاریخ پزشکی خود که به سابقه پزشکی میهن ما می رسد، گاه بی گاه به سان کانونی مشتعل به پیکر طب و طبابت ایران و حتی به کالبد پزشکی و درمان شبه قاره هند و ملل دیگر تابش و حیات بخشیده است. ایرانیان پس از تشکیل حکومت در این سرزمین پهناور خیلی زود دریافتند که برای اداره امور کشور به افراد مطلع و بصیری نیاز دارند که به اصول کشور داری و راه و رسم سیاست آشنا باشند. آموزش و پرورش این گونه افراد را به حکیمان و خبرگان و مطلعین می سپردند. برای تعلیم و تربیت شاهزادگان و نجیب زادگان و بویژه ولیعهد کشور، معلمان و مربیان را با وسواس بر می گزیدند، چنان که دو حکیم و پزشک گیلانی به نام منوچهر و هوشنگ را برای آموزش علوم دینی و فلسفی و پزشکی شاپور دوم ملقب به ذوالاکتاف انتخاب کردند. این گزینش نشان می دهد که سرزمین سرسبز و عطرآگین از نقطه نظر طب و علوم عقلانی و علوم روحانی دارای پیشینه بسیار طولانی است. افزون بر آن، این دو استاد و پزشک و فیلسوف سیاسی در توسعه دانشگاه جندی شاپور نیز نقش داشتند.