NASIR POYAN
دانشنامه شکنجه و کشتار شاهان، نخبگان و قدرتمندان ایران، شاه کشی

بی تردید برخی از رویدادهای سرزمین ایران که بیش از دو هزار سال آثار ماندگار و تاریخ دارد، از حمله اسکندر مقدونی به قلمرو هخامنشیان گرفته تا سقوط ایران به دست اعراب و ظهور اسلام و رواج آن و جنیش مشروطیت در کشور ما بی نظیر بوده است. در آن روزگاران حق و قانون، حامی مقتدر و عادلی نداشت و قدرت مؤثر در دست کسی بود که بیشترین فشار، شکنجه، قتل و غارت را اعمال می کرد. عزل شاهان، فرمانروایان و مقامات بلند پایه و منتفذ، با جنگ و خونریزی و شکنجه و اعدام و تبعید و مصادره اموال منقول و غیر منقول همراه بود. گذشته از مردمان عادی و آزادی خواهان حتی بالاترین صاحبان قدرت نیز از اهانت و چوب و فلک در امان نبودند.

در حمله وحشیانه اسکند مقدونی به ایران، داریوش سوم پادشاه هخامنشی و خانواده اش در وضع بسیار بدی نابود و اسیر و آواره شدند و کشور بزرگ ایران از استقلال افتاد. در سده هفتم میلادی دودمان ساسانی به دست عرب منقرض گردید و یزدگرد سوم آخرین شاه این سلسله به وضع فجیعی کشته شد و فرزندان و منسوبین وی هم مقتول و اسیر و آواره گشتند. جعفر برمکی، مازیار، بابک، افشین و ابومسلم خراسانی وطن پرستان ایرانی هم به دست خلفای عباسی کشته شدند. آنگاه مغولان در اوایل سده هفتم هجری قمری ایران را مورد تاخت و تاز قرار داده، کشتند و غارت کردند و ویران ساختند و رفتند و سرزمینی سوخته و خانخانی و بی نظم و قانون برجای گذاشتند. آنگاه نادرشاه افشار ظهورکرد، تا قلب هندوستان پیش رفت و سپس به دست بستگاه خود به قتل رسید. وقتی نوبت پادشاهی به لطفعلی خان زند پادشاه دلیر زند رسید، آغا محمد خان قاجار به کمک و خیانت حاجی ابراهیم کلانتر او را از پادشاهی انداخت و پس از شکنجه ای سخت کشت و خاندان زند را نابود و دربه در ساخت. پس از آن حاجی ابراهیم کلانتر، به فرمان فتحعلی قاجار که از قدرت و نفوذ بسیار وی بیمناک گردیده بود، او و همه افراد خانواده اش که شاغل مقامات مهم دولتی بودند به قتل رسیدند.